تبليغاتX
تاریخ خاموش


























تاریخ خاموش

روزگاری جوانی با کسان خود کشمکش کند و ازکاشانه بیرون زند و راهی سرای یاور شود دیرزمانی در ان سرا ماندگار...... با گذشت زمان بانوی را سرکوی میبیند وبه او سخن نابجا می گوید در ان هنگام یاوری به او میگوید می دانی این کی بود ؟!!!!!!!! وجوان در پاسخ می گوید نه نمی دانم !!

او همشیره همان یاوری بود که دیر زمانی سور گردانت بود . شکنجه روان می گیرد به سوی سرای یاور، براه می افتد ودر همان هنگام میرسدمی بیندیاورباده می نوشد به یاور می گوید....در گذرید ...من سر کوی بر بانوی سخن نابجا گفتم ولی نمیدونستم که همشیره توست !
.
.
.
.
.
.
یاور جام می را بالامی گیردو میگوید به..... تندرستی یاوری ... که دیرزمانی را فرو برد و ارامید ولی همشیره مارا نشناخت . کشمکش =دعوا . بانو=خانم .سرکوی =سرکوچه.همشیره=خواهر.سخن نابجا=حرف نادرست تیکه .سور گردان =میزبان مهمان پذیر. یاور =دوست.شکنجه روان =عذاب وجدان درگذرید=ببخشید. تندرستی =سلامتی فروبرد=خوردن.ارامید=استراحت سوگند ارین
نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1390ساعت 19:21 توسط آرین | |

پاكور .اشك بيست وسوم

تاریخ تولد




تاریخ درگذشت

108 میلادی

توضيحات - آرامگاه



شاهزاده اشکانی ، اصل مجسمه در موزه ایران باستان


بیوگرافی و زندگینامه

به طور دقیق مشخص نیست که پس از بلاش چه کسی به قدرت رسیده است، چنین به نظر می رسد که منازعاتی بر سر قدرت وجود داشته و چند نفر همزمان ادعای حکومت داشته اند . حتی نسبت به پاکور به طور قطع دانسته نیست . اما برخی او را پسر بلاش اول دانسته اند . در زمان پاکور شخصی در روم قیام نمود و خود را نرون نامید . اما بهره مند نشد و فرار کرد و به پارت گریخت . و پاکور او را به روم تحویل داد . پاکور نسبت به توسعه تیسفون پایتخت اشکانیان کوشش کرد و آن را تزیین نمود . از آنجا که وقایع زمان پاکور ، احتمالا" به علت منازعات داخلی اشکانیان به طور دقیق دانسته نیست . مدت حکومت او نیز دانسته نمی باشد ، لیک احتمال داده اند که وی حدود 30 سال از سال 78 تا سال 108 میلادی حکومت کرده است .
نوشته شده در شنبه یازدهم اردیبهشت 1389ساعت 18:47 توسط آرین | |

بلاش اول . اشك بيست و دوم

تاریخ تولد
تاریخ درگذشت


78 میلادی


توضيحات - آرامگاه




بیوگرافی و زندگینامه

بلاش اول پسر ونن دوم از زنی غیر عقدی بود که پس از وی به قدرت رسید . وی دو برادر به نامهای تیرداد و پاکرو داشت که پاکرو را حاکم پارت کرد و سپس خواست تا ارمنستان را برای تیرداد تصرف کند . ارمنستان در ابتدا سر تسلیم فرو آورد ، اما چندی بعد به دلیل شیوع بیماری واگیردار مهلکی بلاش مجبور به عقب نشینی شد . در جنگهای زیادی که درزمان بلاش بین ایران و روم بر سر ارمنستان در گرفت عاقبت دولتین توافق کردند که تیرداد – برادر بلاش شاه ارمنستان باشد اما تاج خود را از قیصر روم بگیرد . پس در سال 66 میلادی تیرداد به همراه خانواده اش به همراه 3000 تن از نجبا برای دریافت تاج از قیصر به ایتالیا رفت . تیرداد برطبق مراسم رومی می بایست بدون شمشیر به حضور قیصر حاضر شود . اما چون تیرداد راضی به اینکار نشد . قرار شد که با شمشیر برود اما تیغه شمشیر به غلاف آن میخکوب گردد . بدینگونه تیرداد تاج خود را از نرون گرفت و بازگشت . در سال 75 آلانها با ایبریها متحد گشته و دو برادر بلاش را شکست دادند ، بلاش از روم تقاضای کمک کرد اما هیچ کمکی از جانب روم نشد و ادکی بعد بلاش به مرگ طبیعی درگذشت . بلاش اول برخلاف برادران و پدرانش به کشتار خاندان خود نپرداخت ، و بر عکس برادران خود را با کوشش بسیار حاکم نواحی مختلف ساخت . وی همچنین به دین زرتشت پایبند بود و امر به جمع آوری اوستا – که در زمان حمله اسکندر از میان رفته بود – داد . برای اولین بار در زمان اوست که نقش آتشکده و موبد بر روی سکه ها دیده می شود . مدت حکومت بلاش اول مدت 27 سال اط سال 51 تا 78 میلادی بود .
نوشته شده در شنبه یازدهم اردیبهشت 1389ساعت 18:46 توسط آرین | |

Design By : Mihantheme